خرید بک لینک
ت : دوشنبه 19 تیر 1396 ز : 22:17 دلم آشفته آن مایهی نازست هنوز مرغ پر سوخته در پنجهی بازست هنوز جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید دل به جان آمد و او بر سر نازست هنوز گرچه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشق یار، عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد غافل از حسرت ارباب

برچسب: نویسنده: یاسین امینی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:59

ت : پنجشنبه 22 تیر 1396 ز : 18:22 من این جا بر آتش انتظار می سوزم و تو در آن سوی پلک های بسته شن ریزه های آرامش را در ساحل سکوت می شماری می بینی ما چقدر به هم شبیه ایم.!!

برچسب: نویسنده: یاسین امینی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:59

برایم نوشت: سلام. چه باید کنم تا شور زندگی داشته باشم؟ انگار چیزی مرده باشد در درونم، احساس استیصال مثل پرنس میشکین در ابله داستایفسکی باشم انگاری که میخواهد کار خوبی کند و فاجعه می آفریند. هم در حق خود فاجعه ای و هم در حق دیگران. آیا باید کاری نکنم؟ هیچ کاری؟ پس چطور زندگی معنی پیدا میکند اگر کار

برچسب: نویسنده: یاسین امینی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:02

نمی دانستم

که دیدار تو در باران

و لبخندت زیر چتر باز

جهان را دوپاره خواهد کرد

جهان پیش از آن چشم مه آلودت

و دیگر

این جهانم

در سکوت بهت لحظه های سخت

دو نیمه می شود عمرم

پیش از تو

شنا در شط آرامش

پس از تو

دست لرزان زمان

در دست واژگان سرگشته و غمگین

میان رود بی حوصله از راه دور

جهانم دوپاره شد

برای رویای تا ابد مسکوت

برچسب: نویسنده: یاسین امینی تاريخ: جمعه 2 تير 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی